ساريناسارينا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره

سارینا

اشعار مهد سارينا

 اين يه سالي كه سارينا جون رو توي مهد گذاشتم چيزهاي زيادي مثل شعرههاي قشنگ، داستانهاي زيبا، قرآن ، نقاشي، نمايش ، سرود و كاردستي و .... ياد گرفته  اي زنبور طلايي اي زنبور طلايي/ نيش مي زني بلايي پاشو پاشو بهاره/ گل اومده دوباره  برو به باغ و صحرا /شيره بگير از گلها ازشيره ها برامون/ عسل بساز فراوون پليس شهر پليس شهر چه مهربونه/بچه ها رو دوست داره تو شهرمون مي گرده/پياده و سواره  تفنگي برمي داره/به جنگ دزدا مي ره هر كي خلاف مي كنه/پليس اونو مي گيره مامان جونم یه مامان دارم  مثل فرشته/  رو برگ گلا  اسمش نو...
16 بهمن 1393

سفربه كربلا

مرز مهران-عراق حرم ابوالفضل العباس بين الحرمين حرم امام حسين(ع) تل زينبيه در كربلا دستهاي بريده حضرت ابوالفضل امام الجوادين(ع) و بين الحرمين حرم حضرت اميرالمونين (ع) در نجف اشرف   مرقد ميثم تمار(ع) در صحن مسجد كوفه و.... ...
7 دی 1393

نقاشي نقاشي

سارينا جون علاقه عجيبي به نقاشي كشيدن و رنگ آميزي داره چند تا از نقاشي هاش رو اينجا گذاشتم: اين نقاشي رو با اثر دستش رو برگه كشيده  اين نقاشي يه قطاره  نقاشي خيمه اي در كربلا                       ...
23 مهر 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سارینا می باشد