سارینا

امسال اولین سال مدرسه رفتن دختر گل ما بود و خدا رو شکر توی همه دروس با نمره خیلی خوب قبول شد.

 




[ موضوع : دفترچه خاطرات شيرين سارينا جون]
تاريخ : چهارشنبه 24 خرداد 1396 | 11:33 | نویسنده : ماماني |

امسال از بهار سارینا جون رو کانون زبان ایران ثبت نام کردیم و کتابشون پرایمر یک است.

 




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 31 ارديبهشت 1396 | 23:30 | نویسنده : ماماني |

آدرینا جون در پایان  ماهگی به طور کامل به همه جهت غلت میزنه، همه چیز رو با دهانش تست می کنه،هر وقت از پیشش میخوای بری دنبالت گریه می کنه،پیش کسی که غریبه باشه تنها بمونه گریه می کنه

 

 

 

 

 




[ موضوع : دفترچه خاطرات شيرين سارينا جون]
تاريخ : يکشنبه 31 ارديبهشت 1396 | 23:18 | نویسنده : ماماني |

امروز یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ماه سال هزار و سیصد و نود وشش دختر گلم از مدرسه شهدای رسانه فارغ التحصیل از کلاس اول میشه و دیگه الان همه حروف الفبا رو یاد گرفته و به همین مناسبت جشن الفبا براشون برگزار کردن.

 

 

 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 | 23:32 | نویسنده : ماماني |

امروز روز جمعه بیست و دوم اردیبهشت به همرا آدرینا و سارینا جون و بابایی به سی امین نمایشگاه بین المللی کتاب در شهر آفتاب رفتیم . سارینا جون کلی کتاب اونجا خرید

 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 23 ارديبهشت 1396 | 12:21 | نویسنده : ماماني |

 

امروز دوازدهم اردیبهشت یه جشن کوچولو به مناسبت روز معلم از طرف همه بچه های کلاس برای خانم شمس گرفتن

 

 

 




[ موضوع : مناسبتها]
تاريخ : يکشنبه 10 ارديبهشت 1396 | 10:32 | نویسنده : ماماني |

 

در پایان چهار ماهگی آدرینا جون کنترل دستهاش رو به طور کامل داره. خنده های کاملا ارادی داره. غلط به طور نصفه میزنه و با کمک دمر میشه .

 

 

 

 

 

 

 

 

 




[ موضوع : دفترچه خاطرات شيرين سارينا جون]
تاريخ : يکشنبه 10 ارديبهشت 1396 | 10:32 | نویسنده : ماماني |

امروز چهارشنبه ششم اردیبهشت سارینا با اتفاق هم کلاسیهایش برای اردو به بازدید پارک ژوراسیک رفتند

 

 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396 | 11:25 | نویسنده : ماماني |

امروز سه شنبه  اردیبهشت و روز مبعث پیامبر اسلام به اتفاق سارینا جون و آدرینا جون و بابایی راهی قمصر کاشان برای دیدن گلاب گیری رفتیم. هوا اونجا خنک بود و روش گلاب گیری هم خیلی جالب بود.تو راه برگشت به خونه برای زیارت به قم حرم حضرت معصومه رفتیم. آدرینا جون برای اولین بار بود که قم می اومد.

 

 

 

 

 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 | 18:55 | نویسنده : ماماني |




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 | 18:54 | نویسنده : ماماني |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 26 صفحه بعد